آرشیو نویسنده

قصه مکر دختر و استاد-بخش اول

دختران را هزار ترفند است

از یکی پای صد پسر بند است

سلام. این پست و پست بعدی که توی روزهای آینده قراره منتشر بشه مربوط میشه به بخش اول و دوم “قصه مکر دختر و استاد”. شاعر این اثر مجید آژ (شاهد) هست و خارج از همه ی تعارفات، اونقدر مدل نگارشش و موضوعش برام جالب بود که حقیقتا احساس خوبی از انتشار این مطلب توی وبلاگم دارم.

در ضمن در صورتیکه تمایل دارید میتونید فایل صوتی این حکایت رو هم از اینجا بشنوید یا متن کامل قسمت اول رو از اینجا دانلود کنید.

عاقبت فصل امتحانها رفت

خوب یا بد گذشت و یکجا رفت

بعد از این هرکسی پی نمره

من و یا تو،همه ازاین زمره

نمره شیرین و ما همه فرهاد

در پی اش در بدر پی استاد

(ادامه مطلب…)

نظر بدهید : ادامه...

بی جنبه هم خودتی

از ظهر درخواست دادم سرعت اینترنتم شده ۲ مگابیت. هی صفحه باز میکنم هی زود باز میشه هی قربون صدقه خودم و اینترنتم میرم. یعنی یه اوضاعیه ها !

۲ نظرات ادامه...

بیشرف! میخوام ایمیل بزنم! پاتو از رو سیم وردار !

یعنی اگه میخواید بدونید امروز یه روز معمولیه یا یه مناسبت ملی یا مذهبیه کافیه یه سر به سرعت اینترنت و نحوه بازشدن جیمیلتون بزنید !

+ آقاجان! من از جنبش سبز و زرد و قرمز متنفرم! از سیاست متنفرم! از سیاستمدارا هم متنفرم! از جناح چپ و راست، بالا و پایین، وسط و گوشه، از همشون متنفرم! الان مدتهاست که نه رسانه ملی رو میبینم نه رسانه غیر ملی. مدتهاست که هیچ روزنامه ای نمیخونم، حتی روزنامه های ورزشی! مدتهاست که به هیچ اخباری گوش نمیدم، حتی اخبار هواشناسی! مدتهاست که به هیچ سایت خبری ای سر نمیزنم، حتی اگه اخبار آی تی توش نوشته باشه! دقیقا و حقیقتا و به جدم (که ایشالا به حق علی بزنه به کمرت) یه همچین آدمی ام! حالا شما بیا اینترنت مارو هم مثل اینترنت اونی که چپی و راستی و وسطیه به گند بکش! من واسه خودت میگم برادر من، شایدم خواهر من! شمایی که رو سیم نشستی! شمایی که سر کابل اینترنت مملکت رو فرو کردی به خودت! شمایی که ما رو آره !!! اون دنیا باس جواب پس بدی! اون دنیا باس جواب پس بدی و من اون دنیا از حقم نمیگذرم! اون دنیا من از حقم نمیگذرم و سر پل صراط خفتت رو میچسبم! اصن خوبه وقتی میخوای از پل صراط که از مو باریک تره رد بشی یه آدم چاق با هیکل من پله رو تکون بده؟! خوبه وقتی میخوای رد شی یکی اون ته پل نشسته باشه و هی پاهاشو تکون بده و پل رو بلرزونه ؟ خوبه حتی اگه از پل هم رد شدی یکی جفت پا بره تو شیکمت و بندازتت ته دره!؟ آقاجان! خفن! قدرتمند! مهندس! برادر من ! عزیز! بزرگوار! الاغ! شما که دستت به دهنت میرسه! شما که سر کابل اینترنت از جلوی خونتون رد میشه! شما که سوییچ های شبکه دیتای کل کشور زیر باسنته! دست از سر سرعت اینترنت من یکی وردار ! کار دارم بخدا!

+ عجب پی نوشت چاق و چله ای شد! عین خودم!

۳ نظرات ادامه...

به همدیگه میگیم دینگو

بهش میگم دینگو تو روزه میگیری ؟! میگه روزه ؟! والا بابابزرگم اون سالهایی که خیلی جوون بوده یا بار تو کوه روزه گرفته! میگفت از روباه کوچیکتر بوده تازه وقتی میخواسته بگیره دمش هم کنده شده !

+خواستم بگم همچین رفیقایی دارم من.

۱ نظر ادامه...

خوبم امشب

خیلی خوب …

+ گوش کنید

نظر بدهید : ادامه...

اون قدیما

مهمترین کشف سالهای کودکیم این بود که اگه سه تا ستاره رو توی آسمون نشون کنی که روی یه خط نباشن میتونی با وصل کردنشون بهم یه مثلث بسازی.
مدتها بعد فهمیدم که من تنها نیستم، کتاب ریاضیمون هم این موضوع رو کشف کرده.

۱ نظر ادامه...

دونات

دونات نان قدس رضوی و معینی پور مشهد واسه من یعنی زنده شدن خاطره روزای آموزشی سربازی. یعنی سلمان، یعنی علی، یعنی مهران، یعنی فرید یعنی جناب مرادی و جناب هاشمی نژاد و جناب هاشمی. یعنی لباسای سورمه ای نیرو هوایی، یعنی دلتنگی های من و سلمان واسه خونه، یعنی یه روز دیرشدن میان دوره و افسردگی من و سلمان، یعنی اس ام اس بازی های نصفه شب از زیر پتو توی آسایشگاه، یعنی تلفن های یازده و نیم شب به خونه، یعنی سرمای مشهد، یعنی بشین پاشو، یعنی رژه، یعنی جواد، حسین، موسی،همت و خیلیای دیگه، یعنی احمد که الان بابا شده، یعنی پیمان که هیچوقت نفهمیدم چه جوری بر اساس مبناهای مذهبی زن گرفته بود، یعنی بچه های شهربابکی پادگان، یعنی دایی، یعنی سرگرد که هر روز صبح سه ساعت سخنرانی میکرد، یعنی شادی مرخصی سربازی، یعنی دوماه سخت ولی خیلی قشنگ زندگی!

۳ نظرات ادامه...

امشب

اینجا محرم نیست برای نوشتن.

+هیچکس محرم نیست برای گفتن.

۱ نظر ادامه...

این روزها

غم دل چه باز گویم که تو را ملال گیرد

کنم این حدیث کوته که سر دراز دارد

نظر بدهید : ادامه...

تاخیرانه

توی دستای تو باید به سیگارم حسادت کرد.

+ تبریز رو اگه ندیدید برید ببینید. کندوان رو حتما ببینید. هتل سنگی کندوان و رستورانش رو قطعا برید ببینید. عکساشو میذارم واستون حالا سر فرصت.

+ دمش گرم. یه ساعت تاخیر داشت. اینترنت هم مفت بود. یه دلی از عزای اینترنت در آوردم !

۲ نظرات ادامه...

از رنجی که میبریم

امشب/شبکه سه/یه مسابقه در مورد راهنمایی و رانندگی/مجری: حسینیان + یه افسر راهنمایی رانندگی
یارو موتور رو بین مانع ها حرکت داد و میخواست پارک کنه. حسینیان گفت قربان موتور رو بذارید روی جک. بعد دوباره گفت : نمیدونم معادل فارسی جک چیه! افسره که انگار اگه حرف نمیزد مردم میگفتن لاله گفت : جک وسط ! حسینیان گفت چی ؟ گفت جک وسط ! حسینیان هم تکرار کرد جک وسط ! :D
من که هیچوقت تلویزیون نمیبینم سه دقیقه نشستم پای تلویزیون یه سوتی گرفتم. در ۲۴ ساعت این ۷-۸ تا شبکه چقدر سوتی میدن خدا میدونه !

۲ نظرات ادامه...

خواستی برگردی با کفشهای صورتی برگرد

کارد به استخوان و
دل به سکوت و
من به تماشا نشسته ام

+ میخواهی بمان، میخواهی برگرد، خواستی برگردی اما دلم را، اعتمادم را، رویاهایم را برگردان، خواستی برگردی با کفشهای صورتی برگرد.

۳ نظرات ادامه...

برای فرزندم ۲

فرزندم! فراموش نکن همه ی روزها، همه ی آدمها، همه ی عشقها، سر و ته یک کرباسند.

۱ نظر ادامه...

یه دونه ای !

ساده نوشتن مثل ساده زیستن زیباست، پس ساده مینویسم. تولدت مبارک.

۱ نظر ادامه...

برای فرزندم

فرزندم! همیشه یادت باشه وقتی سوار تاکسی میشی و راننده همون اول میگه کرایه اش هزار تومنه یعنی کرایه اش هفتصد تومنه و راننده داره میکنه تو پاچت !


من در توییتر

اینجا هم بخوانید مرا یا اینکه فید توییترم رو بذارید توی گودر.

نظر بدهید : ادامه...

برای ۴۰ نفر بفرستید

عاشقانه هایتان را بگذارید دم کوزه و آبش را بخورید. یک نفر به این نوشته بی توجهی کرد، به هفت روز نکشید که جنازه ی دلش را با یک عالمه احساسات به آتش کشیده شده، توی جوی آب پیدا کردند.


چه بدونم!

دقیقا نمیدونم از آدمایی که سر سفره به زور غذا میچپونن توی بشقابم بیشتر بدم میاد یا آدمایی که وقتی میخوان شیشه عطرشون رو بهم نشون بدن یهو بی مقدمه بهم یه عالمه عطر میزنن!

۵ نظرات ادامه...


زیبا سلام

زیبا هوای حوصله ابریست …

+ اینجا



حق چاپ © 1996-2010 Sin Sad Mim. تمامی حقوق محفوظ است.