آرشیو بر اساس مهر, ۱۳۸۸:

خسرو شکیبایی

{ پست شده در ۰۳ مهر ۱۳۸۸ توسط صادق }
مربوط به : روزانه

… بعد یه وقتایی آدم دلش واسه صدای خسرو شکیبایی همینجوری الکی الکی تنگ میشه!

برای دوست خردادی ای که یه عالمه دی وی دی فیلم داره

{ پست شده در ۰۱ مهر ۱۳۸۸ توسط صادق }
مربوط به : روزانه

از خدا که پنهون نیست از تو چه پنهون هنوزم که چشمامو میبندم و توی ذهنم قیافه ندیده و نشناخته ات رو تصور میکنم، پشت پلکام کسی رو میبینم که وقتی روی صندلی جلوی میز کامپیوتر میشینه پاهاش به زمین نمیرسه! باورم نمیشه که آدمی که این همه اذیتش میکردم و باهاش شوخی میکردم اونقدر بزرگ شده باشه که یکی دو روز دیگه واسه ادامه تحصیل از ایران بره! همونطور که باورم نمیشه که دو سه سال از روزی که بحث سر انتخاب رشته دبیرستان تو بود گذشته باشه ! اما من چه باور کنم و چه نکنم تو بزرگ شدی و خوشبختانه اونقدر هم عاقلی که رفتن رو به موندن ترجیح بدی. همه ی حرفها نوشتنی و گفتنی نیست و من هم خیلی اهل نوشتن و گفتن نیستم اما خیلی خیلی برات خوشحالم . خوشحالم از اینکه اینجا نمیمونی تا هر روز بین خود واقعیت و اونی که مجبوری از خودت توی اجتماع به مردم نشون بدی سرگردون باشی. این شاید بزرگ ترین و با ارزش ترین چیزی باشه که با رفتن از اینجا بهش میرسی. دلتنگ تو نیستم اما تا دلت بخواد برای خودم دلتنگم که رفتنت این روزا داره نشونم میده که انگار هزار سال از خودم و رویاهام و دلم و آرزوهام و هدف هام دور شدم ! امیدوارم موفق باشی هرچند که ایمان دارم هر جا که بری و هر جا که باشی آدم موفق و خوشبختی خواهی بود.

سوال

{ پست شده در ۲۵ شهریور ۱۳۸۸ توسط صادق }
مربوط به : روزانه

آقا من هرچی فکر میکنم نمیفهمم این خانومه که توی کنسرت اندی فقط داره قر میده و هیچ صدایی ازش در نمیاد چرا یه میکروفن به اون گنده ای جلوش گذاشتن !

پاییز

{ پست شده در ۲۴ شهریور ۱۳۸۸ توسط صادق }
مربوط به : روزانه

هنوز پاییز نشده !‌ پس چرا من دلم اینقدر گرفته ؟!

Variable Variables

{ پست شده در ۲۰ شهریور ۱۳۸۸ توسط صادق }
مربوط به : برنامه نویسی

سلام. یه نکته خیلی باحال توی PHP الان به چشمم خورد که شاید بد نباشه اینجا بنویسم که شما هم بدونید!

توی PHP شما میتونید متغیر با اسامی دینامیک داشته باشید که به این قضیه میگن variable variables. در واقع شما میتونید به یه متغیر با استفاده از مقداری که توی یه متغیر دیگه گذاشتید اسم بدید. یعنی توی یه متغیر تعریف میکنید که من یه متغیر دیگه دارم به اسم فرضا city! خیلی گنگ بود! نه ؟! فک کنم بهتره یه نمونه کدش رو بذارم !

$name_of_variable = “City”;

$$name_of_variable = “Tehran”;

در واقع خط دوم کاری که انجام میده اینه که به یه متغیر به اسم City مقدار Tehran رو میده ! علامت $$ نشون میده که از variable variables استفاده میکنیم. حالا اگه خروجی بگیریم یه همچین جوابایی بهمون میده :

echo $name_of_variable ;     -> City

echo $$name_of_variable;   -> Tehran

echo $City;               -> Tehran

(دنباله…)