آموزشی
آموزشی یعنی تحقیر! یعنی بی نظمی به اسم نظام! یعنی تخلیه عقده های حقارت یه سری آدم عقده ای روی سر سرباز آموزشی! آموزشی یعنی دلتنگی برای خونه، بابا، مامان، و همه ی اونایی که تا وقتی خونه بودی به چشمت نمیومدن و به چشمشون نمیومدی! جمعه های آموزشی یعنی حسرت دو ساعت خواب بیشتر! یعنی دلتنگی واسه ظهر جمعه های شلوغ خونه! یعنی دلتنگی واسه SinSadMim و یعنی دلتنگی واسه تو! آموزشی یعنی غذا با طعم کافور و بشین پاشو و صف و بشمار ۳ غذاتو خوردی و شستن ظرف غذا با آب خالی حتی تمیزتر از هر ماشین ظرفشویی و مایع ظرفشویی! آموزشی یعنی فهمیدن قدر و ارزش بابا و مامان و خونواده و زندگی و کار و اداره و سید و مجید و رضا و اصغر و داود و سرهنگ و محسن و حسینی و روح ا…! آموزشی یعنی غرق شدن توی کثافت! یعنی شستن دستهات با آب خالی بعد از دستشویی! یعنی روزهای متوالی پوشیدن یه دست لباس بدون اینکه حتی یه بار بشوریش! یعنی پوتین هایی که هرشب باید واکس بزنی! جوراب هایی که هر شب باید بشوری و تختخوابی که روزی هزار بار باید آنکاردش کنی!
آموزشی یعنی هزار و هفت بلایی که هیچ وقت فکر نمیکردی به سرت بیاد!
از دفتر خاطراتم – ۸۸/۱۰/۱۸- ۱۴:۰۰ – حیاط پادگان – صف آمار
خدا لطف کرد و دیگران واسطه شدن و سفارشم رو کردن و مرخصی دادن بهم. تا فردا عصر تهرانم.

سین صاد میم یعنی سید صادق مسعودی, متولد ۲۲ تیر ۱۳۶۴, فارغ التحصیل کارشناسی نرم افزار دانشکده... |
آموزشی یعنی جای خالیه پر نشدنیه تو توی دنیای واقعی و مجازی
آموزشی یعنی توالت نوشته ها:
آری این نیز می گذرد.
نبود ۷ روز دیگه.
پایان شب سیه سفید است .
ثانیه ها چه دیر می گذرد/ و من چه غریبانه /نظاره گر مرگ خویشم .
اینجا به من می گن چسماه…. خدایا من مهندسم!!!!!!!
سلطان غم مادر!!!!
امروز وسط پاییز است/ و من می ش.ا.ش.م/ به زردی روزها
همیشه چند تا قلوه سنگ بگذار جیبت. اینجا آب قطع میشه.
عجله نکن جزء خدمتت حساب میشه.
زور بزن چشات واشه.