کارد به استخوان و
دل به سکوت و
من به تماشا نشسته ام
+ میخواهی بمان، میخواهی برگرد، خواستی برگردی اما دلم را، اعتمادم را، رویاهایم را برگردان، خواستی برگردی با کفشهای صورتی برگرد.
کارد به استخوان و
دل به سکوت و
من به تماشا نشسته ام
+ میخواهی بمان، میخواهی برگرد، خواستی برگردی اما دلم را، اعتمادم را، رویاهایم را برگردان، خواستی برگردی با کفشهای صورتی برگرد.
فرزندم! فراموش نکن همه ی روزها، همه ی آدمها، همه ی عشقها، سر و ته یک کرباسند.
فرزندم! همیشه یادت باشه وقتی سوار تاکسی میشی و راننده همون اول میگه کرایه اش هزار تومنه یعنی کرایه اش هفتصد تومنه و راننده داره میکنه تو پاچت !
عاشقانه هایتان را بگذارید دم کوزه و آبش را بخورید. یک نفر به این نوشته بی توجهی کرد، به هفت روز نکشید که جنازه ی دلش را با یک عالمه احساسات به آتش کشیده شده، توی جوی آب پیدا کردند.
دقیقا نمیدونم از آدمایی که سر سفره به زور غذا میچپونن توی بشقابم بیشتر بدم میاد یا آدمایی که وقتی میخوان شیشه عطرشون رو بهم نشون بدن یهو بی مقدمه بهم یه عالمه عطر میزنن!
بگذر از من تا به سوز دل بسوزم
در غم این عشق بی حاصل بسوزم
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد
چه نکوتر آنکه مرغی ز قفـس پریده باشد
پـر و بـال ما بریدند و در قفـس گشـودند
چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد
بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده ی سر در کمند را
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق کدام است، غم کجاست
بگذار تا ببویمت این مرغ خسته جان
عمری در هوای تو از آشیان جداست
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب
بیمار خنده های توام بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی گرم تر بتاب
بلاگفا رو خودشون ف.ی.ل.ت.ر کردن بعدشم خودشون توی صفحه ف.ی.ل.ت.رینگشون به عنوان سایت مفید معرفی کردن! من نگرانشونم آقاجان! نگرانشونم !
راننده تاکسی به مسافر جلویی : رفتم مسجد.پیش آخوند مسجد. گفتم حاج آقا ما شبا از وقت زن و بچه مون میزنیم میریم صف گاز وایمیستیم. هر ماه ۵۰۰ لیتر بنزین دولت به کارتمون میریزه اونو ذخیره میکنیم. از نظر شرعی اشکال داره این کار؟ حاج آقا گفت : از نظر شرعی که اشکالی نداره. از نظر قانونی اشکال داره که اونم اشکال نداره. حالا شما کارتت رو بده من یه باک بنزین بزنم که بشه خمس اون بنزین هایی که میریزن به کارتت و میفروشی !
+ راست و دروغش پای راننده تاکسیه! ما فقط شنونده و نقل قول کننده بودیم.
دو دقیقه دیگه داری میمیری. گوشیت اندازه فرستادن فقط و فقط یه دونه اس ام اس اعتبار داره. به کی مسیج میزنی ؟ چی میگی ؟
توی کامنت ها بنویس!
کانال ۳ داره یه مستند در مورد مرگ ندا آقاسلطان نشون میده و من تموم فکر و ذکرم اینه که خدا کنه نیرو انتظامی تا برنامه تموم شد این دافه که اومده توی برنامه و نمیدونم چیکاره ی نداست رو تحت عنوان طرح نسبت و طرح مزاحمین نوامیس و طرح حجاب و عفاف و … دستگیر نکنه !
+ آقا یکی بیاد یه کامنت بذاره لیست کامل این طرح های نیروانتظامی رو به ما بگه که اگه یه وقتی توی خیابون مارو گرفتن خوابوندن بدونیم ناموس بودیم خوابوندنمون! داف بودیم خوابوندنمون! ماشین بودیم خوابوندنمون! چی بودیم بالاخره که خوابوندنمون!
+ این “خوابوندنمون” هم از اون واژه های سخته ها !
مهمترین تفاوت استخر پایین شهر با بالای شهر اینه که توی پایین شهر واسه کسی که توی سونا ملت رو باد میزنه صلوات میفرستن توی بالا شهر دست میزنن!
داریوش گوش میدهم. ساکتم. و اطمینان دارم که روزهای آینده روزهای خوبی نخواهند بود.
رو به تو سجده میکنم دری به کعبه باز نیست/ بسکه طواف کردمت مرا به حج نیاز نیست/ به هر طرف نظر کنم نماز من نماز نیست/ مرا به بند میکشی از این رهاترم کنی/ زخم نمیزنی به من که مبتلا ترم کنی/ از همه توبه میکنم بلکه تو باورم کنی/ قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد/تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد/عذاب میکشم ولی عذاب من گناه نیست/وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست.
برای من
دوست داشتن
آخرین دلیل دانایی است
اما هوا همیشه آفتابی نیست
عشق همیشه علامت رستگاری نیست
و من گاهی اوقات مجبورم
به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم
چقدر خیالش آسوده است
چقدر تحمل سکوتش طولانی ست
چقدر …
سید علی صالحی